در انتظار صبح
گروه صبح روشن تماس با ما
ارسال به دوستان  چاپ
  رفتارشناسي سياسي پيامبر اعظم(ص)
ارسال: چهارشنبه - 26 خرداد 1389-13:24:39
پيامبر اسلام (ص)، چه در دوراني كه از سوی مشركان مورد آزار و اذيت بود و چه در دوران اقتدار سياسي، تا حد امكان سعي مي كرد از جنگ بپرهيزد و با مخالفان از در مدارا و صلح وارد مي شد

 


 
مطالعه و بررسي تاريخ صدر اسلام و نيز سيره پيامبر اكرم (ص) اين نكته را به اثبات مي رساند كه گسترش حيرت انگيز اسلام در قرون اوليه و مهمتر از آن بقاي تمدن و تفكر اسلام در جهان ، متأثر از عظمت و بزرگي آورنده اين دين و شخصيت ممتاز رسول اكرم ، حضرت محمد(ص) بوده است . پيامبری كه تعليمات انساني و عالي او آنچنان بود كه قومي متعصب، خودخواه و سرسخت را به بهترين مردم اعصار مبدل ساخت . از جمله هنرهای پيامبر اعظم (ص) ايجاد صلح و آشتي ميان قبايل متخاصم عرب و نيز ارايه راهكارهايي برای همزيستي مسالمت آميز با غير مسلمانان بوده است. اما پيامبر (ص) به عنوان آورنده ديني جديد كه با منافع طبقات حاكم و مستبد در تعارض بود، همواره مخالفاني داشته است.

مخالفان پيامبر (ص) را مي توان به سه گروه عمده زير تقسيم كرد: 1- مشركان 2- منافقان 3- اهل كتاب .
مواجهه پيامبر (ص) با اين گروهها بر حسب مواضعي كه آنان در برابر مسلمانان داشتند ، متفاوت بوده است. بنابراين ، نمي توان شيوه واحدی در شرايط مختلف تصور كرد. در قرآن نيز ، در برخورد با اين گروهها ، هم آيات جهادی مشاهده مي كنيم و هم آيات تساهل و تسامح و صلح و تحمل . و بر حسب اينكه اقدامهای گروههای فوق جنبه ايدئولوژيكي و يا تهاجم عملي داشته، شكل مواجهه نيز تغيير مي كرده است.
اما پيامبر(ص) پس از اعلان رسمي دين اسلام ، در مواجهه با همه اين گروهها، از روش "دعوت" سود مي جسته است. آياتي نظير "و ما ارسلناك الا رحمة للعالمين" 1 و "تبارك الذي نزل الفرقان علي عبده ليكون للعالمين نذيراً" 2 كه در شأن پيامبر (ص) نازل شده است، مبين اين نكته است كه رفتار سياسي مبتني بر اصل دعوت يكي از اصول اساسي در حوزه سياست داخلي و خارجي پيامبر(ص) در تبليغ دين اسلام بوده است و با بررسي تاريخ صدر اسلام، اهميت اين اصل در پيمانهای عقبه اول و دوم 3 با مردم مدينه، كه منجر به گسترش فزاينده اسلام و تشكيل حكومت اسلامي شد، روشن مي گردد.
در بيان چگونگي اين دعوت ، قرآن كريم به پيامبر (ص) دستور مي دهد كه بنيان دعوت خود را چه در مواجهه با مخالفان و چه در مواجهه با مسلمانان ، بر اصل گفتگو، منطق و جدال احسن قرار دهد : "ادع الي سبيل ربك بالحكمة والموعظة و جادلهم بالتي هي احسن" 4. "ولا تجادلوا اهل الكتاب الا بالتي هي احسن" . اين دو آيه روش دعوت را اتكا به برهان ، موعظه و جدال احسن معرفي مي كند كه اين اصول در مواجهه با پيروان ديگر اديان هم نبايد ناديده گرفته شود.
اين نوع رفتار، در آغاز رسالت و پس از تشكيل حكومت اسلامي و فتح مكه ادامه داشت. بيشتر نامه هاي دعوت آن حضرت به سران كشورهاي ديگر، پس از فتح مكه بوده است. در اين نامه ها نيز روش پيامبر (ص) بر برهان ، حكمت و منطق استوار بوده است . وی در اين نامه نگاری ها بر اصول مشترك تأكيد مي ورزيد 5 و حتي در مواجهه با كفار بر اساس آيه 108 سوره انعام به پيروان خود تأكيد مي كرد كه از دشنام دادن خدايان آنها بپرهيزند . پيامبر (ص) همواره از فرستادگان خود به قبايل و كشورهای ديگر مي خواست كه فقط به امر تبليغ بپردازند و با مردم از سر جنگ وارد نشوند. متون اين نامه ها و نصايح و اندرزها و نرمشهايي كه پيامبر (ص) در موقع انعقاد پيمان با كفار و پيروان اديان ديگر، داشتند همه و همه گواه زنده بر ضد نظريه خاورشناساني است كه خواسته اند پيشرفت اسلام را در سايه نيزه و شمشير بدانند . اوج مداراي پيامبر (ص) با كفار در سوره "كافرون" جلوه گر است كه پيامبر (ص) در نهايت ، خطاب به مشركان مي فرمايد : "لكم دينكم ولي دين" 6 . وقتي پيامبر (ص) در مدينه حكومت تشكيل داد، پيماني را بين مسلمانان و يهود منعقد كرد كه به "معاهده صحيفه" مشهور بود و بر اساس آن ، امضا كنندگان آن ملت واحدی را تشكيل مي دادند و هر كدام از آنها (مسلمان و يهود) در انجام مراسم ديني خود آزاد بودند . بر اساس اين معاهده ، هر نوع خونريزی در مدينه حرام بود . اين پيمان ، اولين پيمان از اين نوع در عربستان بود و نوع ارتباطي را كه بايد بين جامعه مسلمان وجود داشته باشد ، تعيين مي كرد.
هر چند پيامبر (ص) در ابلاغ رسالت خويش ، اصل را بر دعوت گذارده بود ، اما اغلب اوقات سران كفار مانع دعوت مسالمت آميز مبلغان او مي شدند كه از آن جمله مي توان به كشتار عده زيادي از مبلغان زبده پيامبر(ص) در منطقه "بئر معونه" 7 و "رجيع" 8 نام برد. بنابراين، اين دعوت، در چنين شرايطي به جنگ منجر مي شد .
ليكن با بررسي آيات مربوط به جنگ، مي توان نتيجه گرفت كه اين رفتار پيامبر (ص)، بيشتر رفتار دفاعي بوده است. پيامبر اسلام (ص) از زمان بعثت به مدت 13 سال در مكه بوده و خداوند در مكه جهاد و مبارزه مسلحانه از طريق پيام وحياني قرآن ، نازل نمي فرموده است . آياتي نظير "فان تولوا فانما عليك البلاغ" 9 ، "اگر آنها از پذيرش اسلام سرپيچي كنند (نگران مباش) تنها ابلاغ بر عهده توست" ، "وما أنت بجبار" 10 ، "تو مأمور به اجبار آنها (به ايمان) نيستي" ، "فذكر انما أنت مذكر لست عليهم بمصيطر" 11 "پس تذكر بده كه تو فقط تذكر دهنده ای و سلطه گر بر آنان نيستي كه بر ايمان مجبورشان كني" مؤيد اين ادعاست. و تنها در سال دوم هجرت است كه پيامبر (ص) از سوی خداوند دستور مقابله با كفار قريش را دريافت مي كند. در اين باره، آيه زير نازل شد : "إن ا... يدافع عن الذين آمنوا إن ا... لا يحب كل خوان كفور، اذن للذين يقاتلون بانهم ظلموا و ان ا... علي نصرهم لقدير" 12 و اجازه داده شد به اين مردمي كه ديگران به جنگ اينها آمدند، بجنگند و اين يك حالت دفاعي است. پس قرآن جنگ و جهاد را نه به عنوان تهاجم و تسلط ، بلكه به عنوان مبارزه با تهاجم ، مطرح كرده است و ماهيت جهاد را منحصرا نوعي دفاع مي داند.
آيه فوق در جواب درخواستهاي مكرر مؤمنان و ياران پيامبر(ص) نازل شد كه از ايشان مي خواستند برای مقابله با كفار قريش كه همواره مسلمانان را اذيت مي كردند، اجازه ای صادر كند .
از بررسي اصول و قوانين جنگ در اسلام، روشن مي شود كه اين جنگها به خاطر رياست و كشورگشايي نبوده است. از آن جمله : "جنگ بايد در راه خدا (في سبيل ا...) صورت گيرد و راه سعادت و رحمت را بر همگان بگشايد" . "در جنگ بايد جانب اعتدال و ميانه روي و عدل را رعايت كرد و از انتقام جويي پرهيز كرد" . تاريخ نويسان و مفسران به اتفاق مي نويسند : "مسلمانان وقتي پس از جنگ احد، جنازه مثله شده حضرت حمزه را پيدا كردند ، عهد كردند كه اگر بر مشركان دست يابند ، به جاي يكي، سي نفر از آنها را مثله كنند" 13 . چيزی از تصميم آنان نگذشته بود كه اين آيه نازل شد : "اگر تصميم داريد كه آنها را مجازات كنيد در مجازات خود ميانه رو باشيد و از حد اعتدال بيرون نرويد و اگر صبر كنيد ، براي بردباران بهتر است" 14. اسلام با اين آيه سيمای روحاني و عاطفي خود را به نمايش مي گذارد.
همچنين پيامبر اسلام (ص)، چه در دوراني كه از سوی مشركان مورد آزار و اذيت بود و چه در دوران اقتدار سياسي، تا حد امكان سعي مي كرد از جنگ بپرهيزد و با مخالفان از در مدارا و صلح وارد مي شد و با آنها پيمان صلح مي بست و در هنگام غلبه بر دشمن نيز از خطاهاي آنان مي گذشت. "صفوان بن اميه" از سران مشرك مكه و از آتش افروزان جنگهای متعدد عليه پيامبر (ص) در فهرست كساني بود كه پيامبر (ص) پس از فتح مكه آنها را از عفو عمومي استثنا نموده بود . وي وقتي با وساطت يكي از اقوامش از سوي پيامبر(ص) مورد بخشش قرار گرفت ، از ايشان دو ماه فرصت خواست تا در مورد اسلام تحقيق كند و پيامبر(ص) به او چهار ماه فرصت داد.
صفوان بعدها مي گفت : "فقط يك پيامبر مي تواند اين گونه نيك نفس باشد و شهادت مي دهم كه خدايي جز خداي يكتا نيست و محمد(ص) رسول خداست" 15.
با اينكه يهوديان خيبر،‌ اعراب بت پرست را برضد پيامبر اسلام (ص) شورانيده و با آنها در حمله به مدينه شركت كرده و در توطئه چيني عليه مسلمانان مشاركت كرده بودند ، پس از فتح خيبر توسط سپاه اسلام ، يهوديان خيبر از پيامبر تقاضا كردند كه اجازه دهد يهوديان در آن منطقه سكونت گزينند و زمين هاي كشاورزی آن منطقه را در اختيار داشته باشند در عوض ، نيمي از درآمد خود را به عنوان جزيه به مسلمانان بپردازند كه پيامبر اسلام اين درخواست را پذيرفت 16. در زمان صلح حديبيه ، دسته ای از كفار در تاريكي شب قصد كشتن آن حضرت را داشتند . تمام آنان دستگير شدند ، ليكن رسول اكرم (ص) هيچ گونه تعرضي به آنان نكرد و رهايشان نمود 17.
در هنگام ورود سپاه اسلام به مكه و فتح مكه ، زمزمه هايي از انتقام و قدرت نمايي به گوش مي رسيد و پرچمدار اسلام شعار مي داد كه "امروز روز انتقام است" . پيامبر(ص) با درك اين موضوع ، پرچم را به دست شخص ديگري داد و فرمود : "امروز روز رحمت است" و با وجود اينكه مكيان ، او و پيروانش را از شهر خويش رانده و بسياري از پيروان او را كشته بودند، اعلان "عفو عمومي" كرد و بي درنگ تمام فضای مكه از فرياد رحمت انباشته شد 18.
از شرايط ديگر جنگ تجويز شده در اسلام اين است كه جنگ بايد دفاعي باشد و تهاجم غير مجاز شمرده شده است : "وقاتلوا في سبيل ا... يقاتلونكم ولا تعتدوا ان ا... لا يحب المعتدين" 19. بنابراين ، دولت مدينه جنگ را با قريش زماني آغاز كرد كه آنان جنگ را آغاز كرده بودند ، و جنگ او با مشركان عرب و يهود نيز واكنشي بيشتر به شمار نمي آيد و در صورتي كه مهاجمان يا مانعان پيشرفت دعوت دست از تعرض و مقاومت برداشتند ، نبايد با آنها جنگيد : "فإن انتهوا فإن ا... غفور رحيم ، ... فإن انتهوا فلا عدوان الا علي الظالمين"20. و دستور مي دهد كه اگر آنها تمايل به صلح نشان دهند تو نيز از در صلح درآی : "و إن جنحوا للسلم، فاجنح لها و توكل علي ا... إنه هوالسميع العليم" 21.
پيامبر اسلام (ص) پس از جنگها هم به سپاهيان خود دستور مي داد كه با اسيران به نيكي رفتار كنند . مسلمانان به سفارش پيامبر تا اسيران را سير نمي كردند ، خود دست به غذا نمي زدند .22 همچنین پس از جنگ بدر كه عده زيادی از مشركان به اسارت مسلمانان در آمده بودند ، اعلام شد كه اسيران باسواد مي توانند در قبال تعليم خواندن و نوشتن به ده نفر از اطفال آزاد شوند و بقيه با پرداخت فديه. هنگامي كه "سهيل بن عمرو" با پرداخت فديه آزاد گرديد ، يك نفر از ياران پيامبر (ص) از ايشان درخواست كرد اجازه دهد دندانهای جلوی سهيل را بكشد تا او نتواند بر ضد اسلام چيزي بگويد . پيامبر(ص) اجازه نداد و فرمود: اين كار"مثله كردن" است و در اسلام جايز نيست 23. پيامبر (ص) پس از فتح مكه ، سپاهياني را ميان قبائل اطراف مكه فرستاد تا آنان را به اسلام دعوت كنند. در اين ميان خالد بن وليد به همراه گروهي به سوي قبيله بني جذيمه عازم شد. با اينكه افراد قبيله مزبور سلاح ها را كنار گذاشته ، تسليم شدند ، اما خالد به سبب كينه اي كه از آنها بر دل داشت ، عده اي از سران قبيله را اعدام نمود. پيامبر (ص) با شنيدن اين خبر متأثر شده و به امام علي (ع) مأموريت داد تا به ميان قبيله مزبور رفته ، خسارت وارد شده بر آنها و خون بهای افراد كشته شده را بپردازد . امام علي (ع) در اين باره به قدری دقت به خرج داد كه حتي بهاي ظرف چوبي را كه سگان در آن آب مي خوردند و در برخورد با خالد شكسته بودند، پرداخت نموده و دل خسارت ديدگان را به دست آورد . 24

پي نوشت ها:
1 . انبياء، 107.
2 . فرقان،1.
3 . طبری، تاريخ الامم والملوك، ج1، صص 557-564؛ ابن اثير، الكامل في التاريخ، ج2، ص95-100.
4 . عنكبوت،46.
5. حلبي، سيره، ج3، ص239.
6 . آيه6.
7 . طبری، ج2، ص80-83.
8 . طبری، ج2، ص 77-79؛ ابن اثير، ج2، 167-168.
9. آل عمران،20.
10. ق/45.
11. غاشيه، 21و22.
12. حج،38 و 39.
13. طبری، ج2، ص70-72.
14. نحل،126.
15. طبری، ج2، ص162؛ ابن اثير، ج2، ص248-249.
16. ابن هشام، سيره، ج1، ص337.
17. نك: طبری، ج2، ص120.
18. طبری، ج2، صص160-161؛ واقدي، مغازي، ج2، ص816-818.
19. بقره،190.
20. بقره،192و193.
21. انفال،61.
22. ابن اثير، ج2، ص 131؛ ابن هشام، سيره، ج1، ص645.
23. طبری، ج2، ص41؛ ابن اثير، همانجا.
24. ابن هشام، سيره، ج 2، ص429-430.
 
عبدالحمید مرادی / منبع : پژوهه دین / به نقل از پایگاه اطلاع رسانی انتشارات امیرکبیر
   نظرات:
ارسال نظر
نام
متن پیام
خلاصه ای از کتاب آینده انقلاب اسلامی ایران شهید مطهری -1
خلاصه ای از کتاب آینده انقلاب اسلامی ایران شهید مطهری - 2
بني‌اسرائيل و بني‌اسماعيل
رفتارشناسي سياسي پيامبر اعظم(ص)
تجلی مبانی کابالیسم در رمان پائولو کوئلیو
به توانایی های بچه ها خوب جهت داده نمی شود
مبانی هنرهای تجسمی در اسلام
كليه حقوق محفوظ است، استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است ـ طراحی و تولید: "خاکریز ایمان و اندیشه"