در انتظار صبح
گروه صبح روشن تماس با ما
ارسال به دوستان  چاپ
  بخش دوم//تثلیث مریمی یا تثلیث روح القدسی؛ کدام یک مورد انکار قرآن است؟
ارسال: یکشنبه - 10 اسفند 1393-13:39:57
در مسیحیت در مقطعی از تاریخ، چهار خدا مطرح بوده است و یا اینکه می توان دو تثلیث مسـیحی در نظـر گرفت و آن اینکه خداي پدر و پسر در هر دو تثلیث یکسان باشـند، ولـی رأس سـوم تثلیـث در یکی، روح القدس و در دیگري مریم(س) باشد

 آموزة الوهیت حضرت عیسی(ع) و آموزة تثلیث در مسیحیت، موضوعی بسیار مهم هستند. البتـه ایـن آمـوزه هـا ، از جهـات گوناگون قابل نقد میباشند: از لحاظ عقلی، تاریخی، از دید عهد جدید و نیز از منظر قرآن کریم. نکته مهـم در ایـن میـان ،این است که تثلیث مشهور میان مسیحیان، متشکل از پدر، پسر و روح القدس اسـت ، ولـی قـرآن در رد الوهیـت حضـرت عیسی(ع) و مادرش حضرت مریم(س)، آیات بسیاري را مطرح کرده است. این امر موجـب شـده اسـت کـه برخـی از مسـیحیان گمان کنند که قرآن، تثلیث مسیحیان را درست درك نکرده و آن را متشکل از پدر، پسـر و مـادر (حضـرت مـریم(س)) تلقـی کرده است. این مقاله بر آن است تا به این تصور اشتباه برخی مسیحیان پاسخی درخـور بدهـد، هرچنـد از سـوي برخـی نویسندگان مسلمان، پاسخهاي خوبی به آن داده شده است، ولی به نظر میرسد ایـن پاسـخ هـا ، کامـل و جـامع نیسـتند. پاسخ صحیح این است که قرآن هم تثلیث روح القدسی و هم تثلیث مریمـی را رد کـرده اسـت؛ قـرآن کـاملاً آگاهانـه و هوشمندانه عمل کرده و از تاریخ مسیحیت و باور مسیحیان کاملاً آگاه بوده است.

 
... شواهد پرستش مريم(س) در تاريخ مسيحيت
مسیحیان منکر این ادعاي قرآن شده اند که حضرت مریم(س) داراي الوهیت بوده اسـت. سـخن آنـان ایـن است که ما تنها سه شخص تثلیث، یعنی پدر، پسر و روحالقدس، را داراي الوهیت می دانیم و براي هـیچ کس بجز این سه، مقام الوهیت قائل نیستیم. ازآنجاکه مریم جزو اشخاص تثلیث نیست، پس ما او را خـدا نمی دانیم و پرستش نمی کنیم.
برخی از مسیحیان با استناد به همین آیه، ادعا کرده اند که قرآن تثلیث مورد اعتقاد ایشان را انکار نکرده است، بلکه تثلیثی که قرآن مطرح می کند، متشکل از سه شخص «پدر، پسر و مریم» است کـه بـا تثلیـث رایج در میان مسیحیان «پدر، پسر و روح القدس» متفاوت است و گاهی هم نتیجه گرفته اند که مسـیحیانِ مورد خطاب قرآن، با مسیحیانی که امروز وجود دارند، متفاوت هستند (سلیمانی، 1385، ص 138).
پاسخی که غالباً به این سخنِ مسیحیان داده می شود این است که این آیه میگویـد: مسـیحیان بـراي حضرت عیسی (ع) و حضرت مریم(س) ، الوهیت قائل شده اند؛ اما هرگز از آن برنمی آید که این افـراد، اشـخاص تثلیث مسیحی هستند؛ زیرا قرآن در آیۀ دیگري مسیحیان را به جهت آنکه به دانشمندان و راهبـان خـود الوهیت نسبت داده اند، سرزنش می کند (توبه: 31). منظور قـرآن در ایـن آیـه، ایـن نیسـت کـه مسـیحیان، دانشمندان و راهبان را نیز از اشخاص تثلیث میدانند. (ر.ك: نیکدل، 1389؛ اسدي، 1389).
امام صادق(ع)  در حدیثی می فرمایند: «اهل کتاب براي رهبران دینی خود نـه روزه گرفتنـد و نـه نمـاز خواندند، بلکه رهبران دینی حرام را حلال و حلال را حـرام کردنـد و آنهـا نیـز از ایـن رهبـران پیـروي کردند» (برقی، 1371ق، ج 1، ص 246). مفسران نیز الوهیت دادن به دانشـمندان و راهبـان را بـه همـین معنـا تفسیر کرده اند و گفته اند: مسیحیان بی هیچ قید و شرطی از آنان فرمان می بردند، حـال آن که جـز خـداي تعالی کسی سزاوار این تسلیم و اطاعت نیست (طباطبـا ئی، 1417ق، ج 9، ص 326). با توجه به ایـن بیـان هـا، نتیجه گرفته میشود که قرآن درصدد بیان اقانیم تثلیث نبوده و درصدد اسـت که الوهیـت افـراد را زیـر سؤال ببرد.
اما همان گونه که گذشت، با تحلیل آیات قرآن، معلـوم شـد که قـرآن بـا آگـاهی کامـل از آنچـه در مسیحیت اتفاق افتاده است، سخن گفته و تثلیث را رد کرده اسـت و بـه گونـه اي مباحـث را پـیش بـرده است که تثلیث روحا لقدسی و نیز تثلیث مریمی به شیوهاي معقول، رد شده است.
اما نکته دیگر اینکه در تاریخ مسیحیت، الوهیت مریم(س)نیز مطرح بوده است. همین امر، کافی اسـت تا بیان قرآن تثبیت شود؛ زیرا همانگونه که بیان شد، در مورد الوهیت خـداي پـدر (الله)، که مناقشـه اي میان مسلمانان و مسیحیان وجود ندارد و از طرفی هـیچ اختلافـی نیـز در مسـیحیت در مـورد الوهیـت حضرت عیسی(ع)نیست، آنچه اختلافی است در اقنوم سـوم و رأس سـوم مثلـث تثلیـث اسـت. آنچـه مشهور است و اکثریت آن را قبول دارند، این است که اقنوم سوم، روح القـدس اسـت ، ولـی اگـر اثبـات شود که در تاریخ مسیحیت عدهاي هرچند در اقلیت، قائل به الوهیت حضرت مریم(س)بـوده انـد ، فـرض تثلیث مریمی اثبات می شود و قرآن کاملاً آگاهانه، تثلیث مریمی را نیز رد کرده است.
 
شواهد اثبات الوهیت مریم(س)عبارتند از:
مناقشۀ نسطوریوس (381ـ451م): یکی از بحثهاي نسطوریوس با دیگر مسـیحیان مسـئلۀ پرسـتش مریم(س) بود. در آن زمان، یکی از عناوینی که براي مریم بـه کـار بـرده مـی شـد ، عنـوان «مـادر خـدا » بـود.
نسطوریوس، با به کار بردن ایـن عنـوان مخـالف بـود. مخالفـت او بـه ایـن دلیـل بـود که مـی ترسـید عبادت کنندگان مسیحی، حضرت مریم(س) را خدا تلقی کنند و این بازگشت بـه شـرك بـود (اُگریـدي ، 1384،ص165). عنوان «مادر خدا»، علاوه بر مردم عادي میـان دانشـمندان و متکلمـان مسـیحی نیـز طرفـدارانی داشت و به همین دلیل به مخالفت با نسطوریوس پرداختند. یکی از این افراد، سیریل نـام داشـت. او بـر ضد نسطوریوس لعنت نامهاي تنظیم کرد:
اگر کسی اعتراف نکند که امانوئل (امانوئل نامی عبري به معناي «خدا با ماسـت ». در کتـاب اشـعیا 14 :7آمـدن وي پیشـگویی شده است. و آن در انجیل متی، 22 :1 به ظهور مسیح تفسـیر شـده اسـت) حقیقتـاً خداسـت و بنابراین، اعتراف نکند که باکرة مقدسمادر خداست و نیز اعتراف نکند که او [مریم] در جسم خود کلمـه خدا را که جسم گردید، به دنیا آورد ملعون باد (لین، 1380، ص 95).
در سال 431 میلادي، در شهر افسس شورایی تشکیل شد. در این شورا، آراي نسطوریوس رد شـد. ایـن شورا در پایان کار خود بیانیهاي صادر کرد که در آن اعلام میکنـد: «... مـا اعتـراف مـی کنـیم کـه بـاکره مقدس "مادر خدا" است؛ زیرا کلمۀ خدا متجسم شد و انسان شد و از زمان لقـاحِ خـود ، کلمـهبـدنی را که از مریم مقدس گرفته بود، با خود متحد کرد» (لین، 1380، ص 97).
نسطوریوس، از دو جهت با مسیحیان مناقشه داشت: یکی، پرستش مریم که در میان عوام رایج شـده بود. دیگر اینکه، یک انسان نمی تواند «مادر خدا» باشد؛ زیرا مادر و فرزند همیشه از یـک ذات انـد و اگـرفرزندِخدا باشد، مادر نیز خداست. اما نظر نسطوریوس در شوراي افسـس رد و نظـر سـیریل تصـویب شد و از اعتقادات مسیحیان شد. نسطوریوس، در قرن پنجم میلادي مـی زیسـت که هنـوز دو قـرن بـه ظهور اسلام مانده بود. درواقع، این بحثها و اعتقادنامه ها باورهـاي مسـیحیان پـیش از اسـلام را دربـارة حضرت مریم نشان میدهد (ر.ك: هوشنگی، 1389، ص 221ـ224).
از دیگر شواهد اثبات اینکه مسیحیان قائل به الوهیت مریم(س)بوده اند، کتابی است بـا عنـوان العـذراء القدیسۀ؛ موسوعۀ مریمیۀ جامعۀ که به قلم بزرگان مسیحی نوشته شـده و مـورد تأییـد جامعـه مسـیحیت است و در لبنان در مطبعۀ دیر المخلص به چاپ رسیده است. در این کتاب تعـابیري وجـود دارد بـراي اثبات این مطلب که مسیحیان مریم را پرستش می کردند. ولی مقاله اي در آن وجود دارد که بـه صـراحت بیان می کند که حضرت مریم پرستش می شده است. عنوان مقاله این اسـت: «القـدیس یوحنـا الدمشـقی المتعبد لمریم»؛ یعنی «یوحنا دمشقی پرستشگر مـریم »؛ در ابتـداي مقالـه آمـده اسـت : پرسـتش مـریم(س) مشخصۀ دمشقی است و در جایی نیز بیان کرده است که «فمَن مِن القدیسین لم یتعبـد لمـریم! » یعنـی از قدیسان کیست که مریم(س)را پرستش نکند! در پایان مقاله، بیان میکند که تمام شـرقی هـا مـریم پرسـت بوده اند (جمعی از نویسندگان، 1954، ص241ـ249).
میلر در کتاب خود مینویسد:
در قرن چهارم میلادي بسیاري از بت پرستان مسیحی شدند. این افراد بعضی رسوم و اعتقادات سابق خود را نیز با خود همراه آورده، مسیحیت خود را با آن رسوم و عقاید همـراه سـاختند. مـثلاً بـه جـاي آن که خدابانويِ زمان بت پرستی خود را عبادت کنند، به عبادت مریم باکره پرداختند (میلر، 1981م، ص 2589).
ویلیام مونتگمري وات نیز مانند میلر، این فرقه را گمراه تلقی کرده، میگویـد: شـاید عقیـده بـه شـراکت مریم(س)در اقانیم ثلاثه، از اعتقادات این فرقه باشد. وي مطرح می کند که تثلیثـی مر کب از پـدر ، پسـر و مادر وجود داشته است. این دیدگاه در برخی مجامع و ازجمله در میـان برخـی مسـیحیان جزیرةالعـربرواج داشت (مونتگمري وات، 1373، ص 39).
در کتاب سرگذشت مسیحیت در طول تاریخ آمده است که تا پـیش از سـال 590 مـیلادي ، احتـرام و پرستش مریم، مادر عیسی، متداول شده بود (کرنز، 1994، ص 131).
پس از پذیرفته شدن عید عروج از سوي کلیساي روم در سال 750 میلادي، بـه دنبـال مراسـم عیـد، پرستش مریم(س) به عنوان مادر خدا در حوزة کلیساي روم، به ویژه در فرانسه، به تدریج رواج فوق العـاده اي یافت. از قرن دوازدهم به بعد، پرستش مریم(س) به دلیل اینکـه وي حامـل خـدا بـود، صـورت مشـخص گرفت. اما سابقۀ آن ظاهراً به کلیساي بیزانس می رسید که در قرن ششـم مـیلادي، ایـن اعتقـاد را لازمـۀ راست کیشی (ارتدوکسی) شمرد (الدر، 1326، ص 51). با بررسی تاریخ کلیسا، می توان گروه هـایی را یافـت کـه حضـرت مـریم(س) را همچـون خـداي خـالق می پرستیدند. برخی از نویسندگان مسیحیِ کاتولیک، در دوران معاصر گفته انـد: «کسـانی کـه مـریم(س) را فراموش نموده و از پرستش او غفلت می کنند، از لحاظ اخلاقی نجات آنها ممکن نمی شـود » (همـان ، ص 52.)
روشن است که این نویسنده، آشکارا قایل به پرستش حضرت مریم(س)است. تعبیر جان ناس دربارة این مسئله، در کتاب خود این است که در کلیساي غرب، مریم(س)را بـه دلیـل اینکه مادري است عذرا و داراي احساسات و عواطف مادري نسبت به فرزند خود، احتـرام مـی گذارنـد .درحالیکه در کلیساي شرق، مریم(س)را مانند خداي متعال پرستش میکنند و او را موجـودي فـوق بشـر می دانند که در رحم او، بُعد انسانی و الوهیت در پیکر عیسی(ع)امتزاج یافت (ناس، 1382، ص649ـ650).
کاکس میگوید: با وجود اختلاف هـاي عقیـدتی بسـیار دربـارة مـریم(س)، وي داراي چهـره اي بسـیار محبوب و محترم در میان بیشتر مسیحیان است. وي یـک شخصـیت محـوري بـراي پرسـتش عمـومی است. پس از «دعاي خداوند»، که عیسی(ع)به شاگردانش تعلیم داد، دعاي «سلام بـر تـو بـاد اي مـریم»،احتمالاً بیش از هر دعاي دیگري در جهان مسیحیت خوانده می شود (کاکس، 1378، ص 68ـ69).
بسیاري از نویسندگان بر این باورند که به هنگام عشاي ربانی، همانطـوري کـه مـا از جسـم مسـیح سهیم و برخوردار می شویم، از جسم مریم(س) نیز برخوردار می شـویم (الـدر ، 1326، ص 52). از ایـن عبـارت، چنین برداشت می شود که کاتولیکها آن حضرت را چون فرزندش، خدا می دانند.
تونی لین نیز در کتاب تاریخ تفکر مسیحی می نویسد: شهر آینسیدلن (Einsiedeln) سال 1506میلادي به پرستش مریم(س)شهرت داشت (لین، 1380، ص 277).
ویل دورانت نیز همانند تونی لین بیان میکند که مسئله پرستش حضرت مـریم ، اختصـاص بـه قرون نخستین مسیحیت نداشته است. چنانکه در تاریخ آمده است؛ حتی تا قرن شانزدهم مـیلادي نیز برخی از شهرهاي اروپایی به پرستش مریم باکره مشهور بـوده انـد (دورانـت ، 1378، ج 8، ص 547؛ج 10، ص 374؛ ج 5، ص 189).
 
جمع بندي
با توجه به آنچه گذشت، الوهیت مریم(س)در مسیحیت سابقه داشـته اسـت. ایـن مسـئله غیرقابـل انکار است. بر این اساس، شخصیتهاي الوهی که میتوان در مسیحیت شمرد، عبارتند از: خداي پـدر، پسـر، روحالقدس و حضرت مریم(س).  در برخی نقل ها، یوسف نجار یعنی نامزد حضرت مریم(س)نیز در تثلیـث مطرح شده است که بسیار ضعیف و نادر است. احبار و رهبان نیز مطرح هسـتند که اولاً، عنـوانی عـام هستند و اسم شخص خاصی نیامده است. ثانیاً، الوهیت آنان از سنخ الوهیتی نیست که هـم رتبـۀ خـداي پدر قرار گیرند و اینان در تثلیث مطرح نمی شـوند. بنـابراین، یـا بایـد قائـل بـه تربیـع شـویم ؛ یعنـی در مسیحیت در مقطعی از تاریخ، چهار خدا مطرح بوده است و یا اینکه می توان دو تثلیث مسـیحی در نظـر گرفت و آن اینکه خداي پدر و پسر در هر دو تثلیث یکسان باشـند، ولـی رأس سـوم تثلیـث در یکی، روح القدس و در دیگري مریم(س) باشد. با توجه به تاریخ مسـیحیت و آیـات قـرآن، در نظـر گـرفتن دو تثلیث در تاریخ مسیحیت، که هر کدام طرفدارانی داشته اند، معقول تر بـه نظـر مـی رسـد؛ زیـرا تربیـع در مسیحیت اگر هم مطرح شده باشد، دیري نپاییده و از بـین رفتـه اسـت و نشـان و مشخصـۀ مسـیحیت، تثلیثِآن شده است. بر این اسـاس ، قـرآن بـا آگـاهی کامـل از تـاریخ مسـیحیت ، اقـدام بـه رد تثلیـث روح القدسی و تثلیث مریمی کرده است. ممکن است گفته شود که طرفـداران تثلیـث مریمـی در اقلیـت هستند و به حساب نمی آیند. در پاسخ باید گفت: در هر صورت چنـین تفکري وجـود داشـته اسـت و قرآن براي رد منطقی و معقول آن اقدام کرده است. همچنانکه در جهان اسلام و تشیع، اقلیتـی قائـل بـه الوهیت حضرت علی(ع)با عنوان «علی اللهی» هستند؛ آیا ائمه معصومین(ع)و علماي اسلام، نبایـد بـه رد افکار آنان بپردازند و صرفاً به بهانۀ اقلیت بودن، از رد عقاید باطل آنان باید چشم پوشی کرد! با توجه به آنچه مطرح شد، باید گفت: قرآن از آموزه هاي مسـیحیت بـه طـور کامـل آگـاه بـوده و بـا روش منطقی و هوشمندانه به نقد تمام انواع تثلیث در مسیحیت پرداخته است. نمیتوان با یک ادعا، که قرآن با مسیحیت آشنا نبوده، مسیحیت و تثلیث آن را تطهیر کرده و این آموزة خلاف عقـل را ، آمـوزه اي الهی قلمداد کرد/ حسین نقوي/ معرفت ادیان/ سال پنجم/ شماره پیاپی 17/ زمستان 1392
 
منابع
اسدي، علی، 1389، «خداي سه گانه؛ سیر پیدایش و تحول عقیده تثلیث و نگرش انتقادي قرآن کریم بـه آن »، معرفـت ادیان، ش 4، ص 35 ـ 56.
اُگریدي، جوان، 1384، مسیحیت و بدعتها، ترجمه عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، قم، طه.
اولیوت، استوارت، 2007م، یگانگی در تثلیث، بیجا، نور جهان.
برقی، احمدبن محمدبن خالد، 1371ق، المحاسن، قم، دار الکتب الإسلامیۀ.
اف ئی، پیترز، 1384، یهودیت، مسیحیت و اسلام، ترجمۀ حسین توفیقی، قم، مرکز ادیان و مذاهب.
جمعی از نویسندگان، 1954، العذراء القدیسۀ؛ موسوعۀ مریمیۀ جامعۀ، لبنان، مطبعۀ دیر المخلص.
الدر، جان، 1326، تاریخ اصلاحات کلیسا، ترجمه نور جهان، تهران، نور جهان.
دورانت، ویل؛ 1378، تاریخ تمدن، ترجمه ابوطالب صارمی و دیگران، تهران، علمی و فرهنگی.
سلیمانیاردستانی، عبدالرحیم، 1385 درآمدي بر الاهیات تطبیقی اسلام و مسیحیت، قم، طه.
طباطبائی، سیدمحمدحسین، 1417ق، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، منشورات جامعۀ المدرسین.
کاکس، هاروي، 1378، مسیحیت، ترجمۀ عبدالرحیم سلیمانیاردستانی، قم، مرکز ادیان و مذاهب.
کرنز، ارل، 1994م، سرگذشت مسیحیت در طول تاریخ: بخـش اول از آغـاز تـا 1517، ترجمـۀ آرمـان رشـدي ، شـوراي
کلیساهاي جماعت ربانی، آموزشگاه کتاب مقدس.
لین، تونی، 1380، تاریخ تفکر مسیحی، ترجمه روبرت آسوریان، تهران، فرزان.
مکگراث، آلیستر، 1384، درسنامه الاهیات مسیحی، ترجمه بهروز حدادي، قم، مرکز ادیان و مذاهب.
درآمدي بر الاهیات مسیحی، ترجمه بهروز حدادي، تهران، کتاب روشن.
مونتگمري وات، ویلیام، 1373، برخورد آراي مسلمانان و مسیحیان، ترجمه محمدحسین آریا، تهران، دفتـر نشـر فرهنگ اسلامی.
میشل، توماس، 1377، کلام مسیحی، ترجمه حسین توفیقی، قم، مرکز ادیان و مذاهب.
میلر، و.م.، 1981م، تاریخ کلیساي قدیم در امپراطوري روم و ایران، ترجمه علی نخستین، تهران، حیات ابدي.
ناس، جان بایر، 1382، تاریخ جامع ادیان، ترجمه علیاصغر حکمت، تهران، علمی و فرهنگی.
نیکدل، محمدجواد، 1389، «الوهیت حضرت مریم؛ باوري مسیحی یا تهمتی تاریخی؟»، معرفت ادیان، ش 4، ص 5ـ34.
وان وورست، رابرت اي.، 1384، مسیحیت از لابلاي متون، ترجمـه جـواد باغبـانی و عبـاس رسـول زاده، قـم ، مؤسسـه
آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
هوشنگی، لیلا، 1389، نسطوریان، تهران، بصیرت.
Catechism of the Catholic church, 1994, Ireland: Veritas.
Watt, Montgomery, 1983, Islam and Christianity Today, London, Routledge and Kegan Paut.
New Catholic encyclopedia, 2nd ed., 2003, Detroit, Catholic University of America:
Thomson/Gale; Washington, D.C.

بخش اول//تثلیث مریمی یا تثلیث روح القدسی؛ کدام یک مورد انکار قرآن است؟

 

   نظرات:
ارسال نظر
نام
متن پیام
خلاصه ای از کتاب آینده انقلاب اسلامی ایران شهید مطهری -1
خلاصه ای از کتاب آینده انقلاب اسلامی ایران شهید مطهری - 2
بني‌اسرائيل و بني‌اسماعيل
رفتارشناسي سياسي پيامبر اعظم(ص)
تجلی مبانی کابالیسم در رمان پائولو کوئلیو
به توانایی های بچه ها خوب جهت داده نمی شود
مبانی هنرهای تجسمی در اسلام
كليه حقوق محفوظ است، استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است ـ طراحی و تولید: "خاکریز ایمان و اندیشه"