در انتظار صبح
گروه صبح روشن تماس با ما
ارسال به دوستان  چاپ
  به توانایی های بچه ها خوب جهت داده نمی شود
ارسال: شنبه - 10 دی 1390-01:54:50
فرض کنیم زمانی یک دانشگاه اسلامی بنا شود و بخواهد که دانشجویی با این مشخصات تربیت کند ما حتی آدمش را نداریم که بیاید و تدریس کند

 


استاد مسعود نجابتی متولد سال 1346 ،تهران .
عضو انجمن گرافیست های ایران و فارغ التحصیل کارشناسی ارشد رشته گرافیک از دانشگاه هنر. او همچنین عضو انجمن خوشنویسان ایران نیز می باشد .

استاد مسعود نجابتی آثار متعددی در حوزه هنر دینی داشته و تاکنون نمایشگاه های فراوانی از آثار ایشان برپاشده است . آثاری که برای طیف وسیعی از مخاطبان آشنا بوده و دارای مفاهیم و معانی عمیق می باشند .
استاد مسعود نجابتی در سال جاری - 1390 - دو بار در ورک شاپ های گرافیک دانشگاه سوره حاضر شده و تجربیات خود را در اختیار دانشجویان این دانشگاه گذاشته اند . این ورک شاپ ها فرصتی داد تا خدمت استاد رسیده و درباره موضوعاتی مانند هنر دینی با ایشان صحبتی داشته باشیم . استاد نجابتی به رغم خستگی ناشی از راه و زمان طولانی ورک شاپ با روی گشاده مصاحبه را پذیرفتند .

فاطمه امیرحسینی / یاسر فریادرس

 



ضمن تشکر از حضورتان در این مصاحبه ،سعی می کنم به خاطر خستگی ورک شاپ سوالات را سریع بپرسم ؛

شما دیپلم اقتصاد دارد چه اتفاقی افتاد که در دانشگاه به سراغ هنر رفتید ؟

بسم الله الرحمن الرحیم . درباره دیپلم اقتصاد باید بگویم این مشکلی است که در جامعه ی ما افراد زیادی با آن مواجه هستند ؛ یعنی رشته تحصیلی شان در دبیرستان با علایق و تناسب تشان هماهنگ نیست . این هم به دلیل این است که پارامترها و محدودیت هایی وجود دارد . مثل محدودیت های زندگی در یک شهر کوچک یا عدم دسترسی به اساتید فن و یا نبود راهنمایی های لازم و اطلاع رسانی دقیق یا خیلی مسائل و مشکلات دیگر که باعث می شود افراد نتوانند سراغ رشته ی مورد علاقه یشان بروند ،یا اینکه هنوز در سنی هستند که از نیازها و توانایی های خودشان شناخت درستی ندارند . از طرفی معمولا به مشاور و راهنمای خوب هم دسترسی ندارند . بعد در یک سنی که قاعدتا بعد از بلوغ هم هست و مسائل مختص به خودش را دارد آرامش پیدا می کنند و تازه بعد از رسیدن به این آرامش به این نکته می رسند که ما به درد این رشته می خوریم یا نه ! طبیعتا زمان زیادی را گذرانده اند و باید به دنبال جبران این زمان باشند . شاید من هم شامل این قضیه باشم . البته به رشته اقتصاد علاقه داشتم ،نمی گویم که بی علاقه بودم ولی مطمئن هستم از همان ابتدا علاقه ام به هنر بیشتر بود ولی به دلیل مشکلاتی که عرض کردم - برای مثال در مورد من ،یکی از این مشکلات جابجایی منزل از شهری به شهر دیگر به خاطر شغل پدر بود – نتوانستم وارد هنرستان هنر شوم . در دوره دبیرستان یادم هست که معلمان به اولین نکته ای که در مورد من اشاره می کردند علاقه ام به نقاشی و خط بود و اینکه همیشه وقتم در کلاس به این دو هنر می گذشت . البته این مسئله برای من مشکلاتی هم ایجاد کرده بود . در سال چهارم دبیرستان بود که با مشورت معلم فلسفه و منطقم به رشته هنر وارد شدم . تا پیش از صحبت با ایشان اصلا اطلاع نداشتم که در دانشگاه رشته هنر هم وجود دارد . ببینید چقدر اطلاع رسانی ها ضعیف بود که من در سال چهارم دبیرستان تازه متوجه شدم که در دانشگاه رشته هنر هم وجود دارد و برای من هم این امکان هست که بتوانم در رشته ی دیگری تحصیل کنم . به هرحال تلاش خودم را کردم تا بتوانم به رشته ی مورد علاقه ام وارد شوم

برای سال هایی که در رشته اقتصاد گذشت ...

متاسف نیستم . چون به نظر خودم برای شخصی که وارد فضای هنر می شود شناخت از دانش ها یا رشته های دیگر لازم و ضروری است و قطعا می تواند کمک بسیار خوبی برای او باشد . شخصا بارها با بچه هایی برخورد داشته ام که از ریاضی فیزیک و یا علوم تجربی وارد هنر شده اند و کارهایی که انجام داده اند متناسب با فضایی است که در آن رشد کرده اند . کسی که ذهن ریاضی قوی ای دارد مطمئنا در فضای هنر می تواند به یکسری روش های خاص رسیده و یکسری محاسباتی را هم در کارش اعمال کند که من اقتصاد خوانده هرگز نمی توانم تجربه چنین کاری را داشته باشم . کسی که هندسه را بلد است و در آن قوی است می تواند روش های خیلی خاصی را پیدا کرده و تجربه کند . تصور من بر این است ،این امکان که بچه ها از رشته های دیگر هم بتوانند وارد هنر شوند خود یک امتیاز و ویژگی مثبت دارد و آن هم این است که در هنر شاهد یک فضای ماراتن گونه نباشیم . چرا که یک تنوع به وجود می آید و این تنوع سبب می شود که ما شاهد بروز جلوه های مختلفی از تفکرات و تنوعات در کارها باشیم که در بچه ها وجود دارد .

نظر شما درباره جمله " هنر باید در خدمت دین باشد " چیست ؟ آیا قائل به معنای این جمله هستید ؟

از ابتدایی که از تاریخ هنر در ذهن داشته و با آن آشنایی دارم ؛ هنر از قدیم الایام همین وظیفه را داشته است . یعنی به زعم کارشناسان و خیلی از مستشرقین و کسانی که در خصوص هنر اسلامی کار کرده اند ذات هنر را بیان درد فراغ دانسته اند . خب این در هنر دینی خیلی برجسته تر و کاملا مشهود است . البته من خیلی قائل به این نیستم که بیاییم و این ها را از هم جدا کنیم ولی در شرایط مدرن و امروزی که شاهدش هستیم هنر راه جدایی را طی کرده و این تقسیمات هم به وجود آمده است . و ما امروز شاهد این هستیم که هنری هنر زیبا قلمداد می شود و هنری دیگر هنر کاربردی ،هنری را هنر دینی می گویند و یا خیلی چیزهای دیگر . اسم های دیگر ،تقسیم های دیگر ، که خب من خیلی قائل به این تقسیمات نیستم . چرا که به اعتقاد من در نظر یک انسان موحد از هر دینی باشد چه مسلمان ،چه مسیحی و چه ادیان دیگر هنر اصولا یک ابزار یا یک وسیله است یا یک روشی برای اینکه انسان بتواند تعالیم و ارزش های والا و نکات حکیمانه و کلا هر آنچه را که بدان نیاز مبرم دارد را به بهترین شکل ممکن و در زیباترین قالب عرضه نماید . غیر از این می شود حدیث نفس و مسایلی به وجود می آید که ما امروز در هنر شاهد آن هستیم ؛ یعنی ارایه هر چیزی در هر شکلی و بی هیچ محتوایی به نام هنر تنها با استفاده از عنوان نوآوری .

هنر دینی در گرافیک چگونه ظهور پیدا می کند ؟

اتفاقا گرافیک با این قضیه ارتباط تنگاتنگی دارد . چرا که کاملا کاربردی است . یعنی گرافیک به خاطر ذاتش اصولا در خدمت است . به خاطر کاربردی بودنش و ماهیتش در خدمت قرار می گیرد و چون در خدمت است طبیعتا می تواند در خدمت مسایل اقتصادی باشد ،در خدمت سیاست باشد ،در خدمت حکام باشد ،در خدمت تجارت باشد و یا در خدمت فرهنگ . در عالی ترین و بارزترین و سابقه دارترین شکلش می تواند در خدمت مفاهیم و اندیشه های دینی باشد .

وضعیت حال حاضر طرح های دینی را چگونه می بینید ؟

متاسفانه خیلی وضعیت جالبی ندارد هر چند که احساس می کنم در مقایسه با سال های قبل وضعیت بهتر شده است . ولی هنوز در این فضا به یک عیار بالایی نرسیده ایم . کما اینکه در گذشته که نگاه می کنیم باعیارترین هنرها ،هنرهای دینی بوده و توانمندترین هنرمندان نقاش ،مجسمه ساز و طراح در خدمت اهداف دین بوده اند و در کلیسا و مساجد و امثالهم دیده می شدند . اما متاسفانه امروز به خاطر مباحث دیگر که در این وقت مختصر نمی گنجد و نمی توان وارد آن شد طرح های دینی امروز عیار بالایی ندارند . هر چند که در سال های اخیر به لطف و مدد برخی از جشنواره ها و مسئولین به خاطر بیشتر بها دادن نسبت به گذشته ،در مقایسه با سال های قبل ،وضعیت نسبتا بهتری به لحاظ بیشتر کمی و کمتر کیفی می توان مشاهده نمود .

مسئول این وضعیت چه کسانی یا چه سازمان ها و نهادهایی هستند ؟

قضیه خیلی پیچیده است . درست مثل مباحث فرهنگی . آیا شما می توانید در مباحث فرهنگی یک سازمان را به عنوان مقصر جلوه دهید ؟! نه ! خیلی از مسائل وجود دارد که دست به دست هم می دهند . از مسائل تربیتی در خانواده ها گرفته تا وضعیت محافل دانشگاهی تا مسئولین ،نهادهای ذیربط ،وضعیت تهاجم فرهنگی ،مسائل جنگ ، مسائل بعد از جنگ ، مسئله توسعه و مسائل مختلف دیگر . که وقتی این ها را کنار هم می چینیم اتفاقاتی ایجاد می شود که شما برای این اتفاقات نمی توانید دنبال مقصر بگردید . به نظر من اصلا نیازی نیست دنبال مقصر بگردیم . فقط کافی است در مباحث نظری این قضیه تلاش و کار کنیم . چون زیرساخت هایمان دچار مشکل است .

در واقع اصلاح مباحث نظری یکی از راهکارهای خروج از این وضعیت است ؟

بله . حتی به عنوان طرح درس در دانشگاه ها . ما الان طرح درسی هم نمی توانیم ارایه کنیم . ما حتی اگر فرض کنیم زمانی یک دانشگاه اسلامی بنا شود و بخواهد که دانشجویی با این مشخصات تربیت کند ما حتی آدمش را نداریم که بیاید و تدریس کند . آیا برای طرح درس فکر کرده ایم ؟ چه راهکارهایی برای این موضوع داریم ؟ ما در مباحث تئوری و نظری مشکل داریم . آن وقت چرا انتظار داریم دانشجو در مباحث علمی به آن عیار بالا دست پیدا کند ؟ هر کاری انجام می شود یکسری حرکت های شخصی است که توام با نبوغ افراد و وام گرفتن از گذشتگان و استعدادهای شخصی ایشان است . به صراحت می گویم ما هیچ طرح مشخص و مدونی نداشتیم که آکادمیک وار بتواند چنین افرادی را تربیت نماید .

یعنی شما معتقدید که باید یک کار زیرساختی انجام شود ؟

ببینید در مورد کارهایی که تا حالا انجام شده است بدون رودربایستی می گویم که این کارها مبتنی و متکی بر اشخاص است . یعنی یک آدمی پیدا شده که به خاطر سلایق ،علایق ،اعتقادات ،نگرش و زندگی اش وارد یک فضایی شده و کارهایی انجام داده ؛ درست یا غلط ،خوب یا ضعیف . به هر شکل ،غالب حرکت ها شخصی بوده ،فردی بوده ،منظم و منسجم و هدفمند نیست . در دانشگاه ها ما برنامه ای برای این کار نداریم . ورک شاپ ها هم اگر هست مقطعی است . از یک نفر دعوت می شود در این حد که بتواند بخشی از تجربیاتش را منتقل کند . ما هیچ فکری برای درازمدت از سوی نهادهای فرهنگی ،موسسات آموزش عالی به صورت خیلی مشخص ،مدون و هدفمند و درازمدت نداریم . من سراغ ندارم مثلا چیزی را به عنوان یک دانشگاه که بعد از طی یک مسیر و زمان مشخصی خروجی های خیلی حرفه ای و دقیق که بتوانند در این فضا کار کرده و جوابگوی همه نیازها باشد را بیرون بدهد . بحث این نیازها که عرض کردم ،نیازهای متعددی در این فضا وجود دارد . بخشی از این نیازها به گرافیک مربوط می شود . برای مثال همین الان در هیئات مذهبی نیازهای فراوانی داریم که متناسب با شرایط روز برای جوان های امروز حل نشده است و متاسفانه آدمش را هم نداریم که برای حل این نیازها به سراغش برویم . یعنی حتی اگر سفارش دهنده یا بانی پیدا شود که از لحاظ مالی از این قضیه حمایت کند کسی را نمی توان پیدا کرد که در این قد و قواره توانایی انجام کار را داشته باشد . من خودم بارها شاهد چنین مسئله ای بودم . اگر کسی هم پیدا شده از آدم هایی بوده که صرف علاقه و مسائل شخصی خودش وارد این فضا شده است .

به نظرتان برگزاری چنین ورک شاپ هایی که جنبه مذهبی دارند می تواند تاثیری داشته باشد ؟ حتی به صورت مقطعی ؟

بله . به صورت مقطعی که صددرصد تاثیر دارد . عرض کردم که چنین برنامه هایی خیلی خوب است و هرچقدر هم که تعدادش بیشتر باشد در همین شرایط می تواند موثر باشد . ولی به هرحال این نگاه لازم است . یعنی نگاهی که بخواهد قضیه را با یک طرح بلندمدت ،مدون و منسجم حل کند . کمااینکه مسئولین فرهنگی مملکت هم به این ضعف معترف اند و حتما روی این قضایا فکری کرده اند ،کار کرده اند و صدالبته ایده هایی دارند که هنوز یا نیمه کاره است و یا به مرحله بهره برداری نرسیده است . به هرحال مطمئنا از سوی مسئولین به قضیه پرداخته شده است و اگر شما هم بررسی کنید راهکارها و پیشنهاداتی که نسبت به ضعف در این فضا داشته اند را می توانید بیابید .

آیا میان آثار و هنرمند گرافیستی که موضوعات دینی را محور کارش قرار می دهد با آثار و هنرمند گرافیستی که موضوعات دیگر را مد نظر قرار می دهد تفاوتی وجود دارد ؟

در شکل ظاهر شاید نه ! ولی در عمقش تفاوت های نهفته است . اگر واقعا کسی بخواهد به مفاهیم دینی بپردازد ناگزیر و ناچار است به لحاظ عملکرد و سلوک هنری و رفتار و منش در فضایی قرار بگیرد که تناسب و هماهنگی کامل با آن مفاهیم را داشته باشد وگرنه شکل کار کاملا صوری است ؛ یعنی در ظاهر همان رفتار معمول را دارند ،همان منش ممول . حتی به لحاظ اخلاقی ،رفتاری ،زیستی ،زندگی و شرایط اجتماعی مثل بقیه زندگی می کنند . به لحاظ صوری و فرمال تلاش می کنند تا به یک فرم زیبا دست پیدا کنند . ولی یک هنرمند دینی در شکل باطنش باید به نوعی تناسب و هماهنگی با اثرش برسد . سلوک هنری داشته باشد ، بایدها و نبایدهایی داشته باشد . پرهیزهایی را دارد و یک منشی دارد که طبق آن به آفرینش یک اثر منجر می شود ،درست مثل همان مثل که می گوید از کوزه همان برون تراود که در اوست . خودش باید تبدیل شود به چنین فردی که بعدها ما انتظار خروجی های آنچنانی داشته باشیم . برای همین است که می گویم در سیستم دانشگاهی و آکادمیک باید یک طراحی دقیق و هوشمندانه اتفاق بیفتد که بتوانیم توقع خروجی مشخصی را داشته باشیم . مطمئنا در کنار درس هنر ،نیاز به خیلی چیزهای دیگر هم حتما هست . منتهای مراتب در شکل ظاهرش در فضای گرافیک و سایر رشته ها شاید ما قائل به چنین فضاهایی نباشیم و هر آدمی در هر شرایطی یا یک تکنیک خاص و با یک دانش تئوری در عمل بتواند انجام کاری را متقبل شود .

شما در آثارتان همواره ارادت و گرایش خاصی به اهل بیت (ع) داشته و دارید . دلیل این گرایش چیست ؟

شاید یک مقداری به این مسئله برگردد که این فضا ،فضای مهجوری بود ولی خب زمانی که توفیق ورود به این فضا را پیدا کردم – البته نمی توانم بگویم که همه ی این مسئله خواست خودم بوده ،صددرصد یک مقداری هم برایم رقم خورد – بیشتر به خاطر این بود که فضا فضای بکری بود . ناشرهایی بودند و یا فضایی بود که نیاز به طراحی داشتند ولی طراحی نبود تا پاسخگوی این حد از سفارشات باشد . یک مقداری هم برمی گردد به سوابق و علایق شخص و اینکه تا چه حدی انگیزه برای انجام چنین کارهایی دارد . شاید هم به خاطر اینکه خوشنویسی را تجربه کرده بودم و فضای خط با این فضا بیشتر مانوس است ،به این سمت سوق داده شدم .

وقتی با دانشجویان گرافیک برخورد می کنید در آنها علاقه ای برای انجام کارهای مذهبی می بینید یا خیر ؟

فرقی نمی کند . تاکنون در همه ی انسان هایی که در جامعه از طیف های مختلف برخورد داشته و سروکار داشته ام این علاقه وجود داشته است . منتهای مراتب بروز پیدا کردن و شاهد جلوه این علاقه بودن نیاز به کار دارد . به هرحال این علاقه به قولی با شیرمادر وارد جان تمام شیعیان و انسان هایی که در این جامعه زندگی می کنند می شود ولی مهم این است که ما این علاقه را با برنامه ریزی ،یک طرح کاملا هماهنگ ،مدون و منسجم به یک محصول حرفه ای مشخص و جهت دار تبدیل کنیم .

اگر بخواهیم در قالب گرافیک درباره امام زمان (عج) کاری انجام دهیم باید به چه جنبه هایی توجه داشت ؟

یکی از مسائلی که در این فضا چه در مورد شخصیت امام زمان (عج) و چه در مورد سایر ائمه (ع) در انجام کار باید مدنظر داشته باشیم دو وجه است ؛ نخست وجه فرمال و وجه صوری قضیه است که مربوط می شود به ما و همکاران مان که در این فضا باید وارد شوند . وجه دیگر هم وجه محتوایی است . بخش محتوایی و در واقع مبانی کار مطمئنا نیاز به کارشناسان خودش دارد که بیایند و کمک کنند و یا در واقع در یک همکاری مستمر این قضیه شکل بگیرد . در واقع سوال شما هم برمی گردد به همین بخش از تخصص که قطعا نیاز است وارد کار شود . من خودم در قم و در فضایی که به صورت شخصی برای خودم ایجاد کرده ام سعی می کنم محدودیت ها و نواقص را در ارتباط با افراد کارشناس و خبره ای که می شناسم برطرف کنم ولی در شکل کلان و گسترده مطمئنا ما در یک برنامه ورک شاپ و یا در یک برنامه مدون دانشگاهی نیاز به کارشناسانی داریم که این مباحثی را که الان می فرمایید برای بچه ها تبیین کنند ،ویژگی ها و نقاط بارز را بشکافند و معرفی کنند تا بچه ها بتوانند به صورت تکنیکال و فرمال درگیر شوند .

اگر درباره سوال قبل ، خودتان بخواهید به صورت تیتروار هرآنچه را که به ذهن تان می رسد بیان نمایید به چه نکاتی اشاره می کنید ؟

مطمئنا بارزترین ویژگی ایشان حی بودن ایشان است . باید بدانیم ،یعنی علم داریم ایمان هم داشته باشیم به اینکه ایشان ناظر و واقع بر تمامی امور هستند . در واقع ایشان محوریت و قطب عالم هستند . انسان کاملی که ما همواره از آن یاد می کنیم ایشان هستند و تمام مسائل و مشکلات به دست ایشان حل می شود . به نوعی سررشته امور در دست ایشان است . و خیلی از مسائل دیگر که خب بچه ها بدان اشراف دارند . منتهای مراتب این نیاز احساس می شود که یک کارشناس در این قضایا به شکل زیبایی در فضای عرفان اسلامی به این مباحث بپردازد . باید بین این مباحث ارتباط ایجاد شود که حتما این ارتباط می تواند بین هنر و عرفان وجود داشته باشد . در همین حد مختصر که حقیر اطلاع دارم این ارتباط وجود دارد کما اینکه در هنر گذشته ما و هنر سنتی ما این ارتباط وجود داشته است . اصلا آبشخور هنراسلامی یا هنر دینی فضای عرفان اسلامی یا عرفان مختص به هر دین است که از آن الهام می گیرند و یا به قولی از آن برای بیان خلاقیت های شان بهره می گرفتند . به هرحال این ارتباط باید وجود داشته باشد یعنی صرف آموزش های آکادمیک و مطالعه یکسری مباحث تئوریک به قضیه کمک نمی کند .

یعنی به وجود یک ارتباط دوسویه میان عالمان و پژوهشگران دینی و هنرمندانی که در این فضا کار می کنند نیاز است ؟

بله . البته ببینید بعضی از فضاها به هنر خیلی نزدیک تر هستند برای مثال فقه ممکن است به بچه ها خیلی کمک نکند . ولی مطمئنا دانستن مباحث کلام و عرفان کمک فراوانی می کند .همان جوری که مرحوم ممیز در اواخر عمرش در یک فضای شخصی که خدمت ایشان بودیم اشاره کرد که من خیلی آرزو داشتم این اواخر بتوانم وارد فضاهای کلامی هم بشوم . چون ایشان هم به هرحال گرایشاتی به این سمت داشتند . علتش هم این بود که واقعا این تنگاتنگی بین این دو فضا کاملا مشهود است و کمک می کند . یعنی به نظر من فقط نیاز به یک قالب هست تا درون آن ریخته شود . یعنی محتوا آماده است که این ارتباط اگر ایجاد شود برای دانشجو کار خیلی راحت تر می شود یا حتی برای کسی که در این فضا کار می کند ارائه برخی از این مباحث در قالب هنر می تواند به انتقال مفاهیم کمک کند .

آثار هنری مذهبی چقدر در میان مردم مورد استقبال واقع می شود ؟

بستگی به نوع تولیدش دارد . تولیداتی که در حال حاضر در شکل گسترده ای انجام می شود رغبتی در مخاطب ایجاد نمی کند . به طور مثال اگر جلدهای مذهبی مان را مقایسه کنید با جلدهای سایر فضاهای نشر رغبت کمتری در خرید آن بین مردم مشاهده می شود . به خاطر این که اصولا در این فضا کمتر حرفه ای ها وارد شده اند و یا ناشرانی که در این فضا کار می کنند کمتر قائل به این هستند که سراغ حرفه ای ها بروند و یا اینکه ما اصلا طراح زیادی نداریم که توان ورود به این فضاها را داشته باشند . حالا به هر دلیلی این فضا متاسفانه در شکل تولید انبوهش دچار ضعف و مشکلات عمده ای است و قابل قیاس با فضاهای دیگر نیست . مطمئنا این فضا می تواند در ایجاد رغبت در مخاطب موثر باشد . مخاطب به خودی خود به نظر من مشکلی ندارد . اگر مشکلی هم هست در نحوه ارائه است .

 

آیا نحوه ارائه می تواند موجب آگاهی دادن به مخاطب شود ؟

بله . صددرصد . اصلا خود بحث جذابیتی که مطرح می شود از نوع جذابیت مقطعی ،آنی و صوری نیست . خود این نحوه بیان مثل یک سخنه . مثل همین بحث ارشاد کردن یا امر به معروف و نهی از منکری که در این سال ها مطرح شده . شما حساب کنید که در داستان زیبایی که از امام حسن (ع) و امام حسین (ع) نقل شده است که وقتی می خواهند به آن پیرمرد نحوه وضوگرفتن را آموزش بدهند چقدر این ارائه اهمیت دارد ؟ یعنی مطمئنا دین به این قضایا عنایت خاصی دارد . نحوه گفتن یک جمله خیلی مهم است که ما مثلا چگونه به یک جوان تذکر بدهیم که مثلا رفتارت را درست کن . همین جور هم در گرافیک ،در پوستر خیلی مهم است که مضامین مذهبی را درست معرفی کنیم . می خواهیم مستقیم بگوییم یا غیر مستقیم . به صورت نمادین بگوییم . خیلی در واقع با زبان رمز و نماد می خواهیم صحبت کنیم که به نظر من با مفاهیم دینی هماهنگ تر و سازگارتر است تا خیلی عریان و پوست کنده و رک بخواهیم حرف بزنیم که مخاطب واکنش منفی نشان بدهد . این مسائل همه مسائل تربیتی است و اخلاقی که خب ، خیلی ها روی این قضیه کار کرده اند و به نظر من می تواند با گرافیک آمیخته شود که در این صورت مطمئنا موثر است . من مشکلی که در اکثر کارهای گرافیکی مذهبی می بینم همین رک بودن ،عیان بودن و آشکار بودن مفاهیم است که بدون هیچ گونه استعاره و چاشنی هنر دارد بیان یم شود و بعضا ممکن است دافعه هم ایجاد کند . پس نیاز به نکات ظریف دارد . نیاز به هوشمندی دارد . نیاز به تخصص های دیگر هم وجود دارد . برای مثال در همین پروژه های تبلیغات شهری و بزرگ که بعضا کار می کنند حتی پیامدهایش خیلی سنگین تر است . می آیند و از خط خیلی ضعیف و از روش های بسیار مبتذل استفاده می کنند . بر روی در و دیوار شهرها ، زیر پل ، روی معابر مضامین خیلی زیبا را می خواستند بنویسند که مثلا ارتباط گرافیک محیطی ایجاد کنند آن هم بدون مشورت با کارشناسان این فن و این رشته . مطمئنا این ها بعد از یک مدتی به این نتیجه رسیدند که این راهکار به کار نمی آید و توسل پیدا کردند به روش های دیگر . خب این آزمایش ها و آزمون و خطاها برای وضعیت فرهنگی مملکت خیلی هزینه داشته است.

به عنوان حسن ختام مصاحبه ،اگر بخواهیم دانشگاه های هنر کشور را در تمامی جوانب هنر بسنجیم ،شما چه رتبه ای به دانشگاه سوره می دهید ؟

اصلا در حدی نیستم که بخواهم رتبه بدهم

نفرمایید

... نه جدی می گویم .چون یک مقداری از محیط های آکادمیک دور هستم و بحث رتبه دادن بحث قضاوته . و بحث قضاوت هم کاملا یک بحث دقیق و حساس است و نیاز به اشراف دارد . همین جوری نمی شود حرف زد . صرف اینکه بخواهیم مثلا خواسته باشیم حرفی بزنیم که نمی شود قضاوت کرد . اگر بخواهیم حرفی بزنیم لازم است که من دانشگاه تهران ،دانشگاه هنر ،دانشگاه الزهرا (س) را خوب بشناسم که خب ، نمی شناسم . اصلا ارتباطم را از دست داده ام . من حتی برای اولین بار امروز شنیدم که دانشگاه سوره ابداع کننده یک جریان بوده ،که خب خبر نداشتم . برای قضاوت نیاز به شناخت است که متاسفانه این شناخت را نسبت به دانشگاه های دیگر ندارم .

اگر بخواهید قضاوت تان را محدود به این ورک شاپ کنید ،توانایی بچه ها را تا چه حد ارزیابی می کنید ؟

نمی توانم بین بچه های سوره و بچه های که در شهرستان ها کار می کنند تفاوتی قایل شوم . توانایی در حد یکسانی است جز در مواردی که با بچه های خیلی خارق العاده و استثنایی که در شهرستان های دورافتاده برخورد داشته ام . بعضی وقت ها چیزهای بکر و عجیب و غریبی می بینم که جدا حیران می شوم که این بچه ها بدون هیچ گونه معلمی ،بدون برخورداری از محیط خاصی به این حد از عیار هنری رسیده اند . اگر بخواهیم مقایسه درستی صورت بگیرد باید شرایط را در نظر بگیریم ؛ بچه ای که در تهران زندگی می کند نمایشگاه دیده است ، دانشگاه رفته است ،خیلی چیزها را دیده که یک بچه شهرستانی نمی تواند ببیند . اگر بخواهیم مقایسه کنیم باید خیلی چیزها را مقایسه کنیم . من این توانایی ها را در خیلی از فضاهایی که رفتم دیده ام . نکته ای که خیلی بارز است اینکه بچه هایی که در این فضا وارد می شوند به لحاظ استعداد و توانایی در یک استاندارد خوبی از توانایی هستند . منتهای مراتب خوب از این ها استفاده نمی شود . به توانایی ها خوب جهت داده نمی شود ...

به منصه ظهور نمی رسند

... بله . من فکر می کنم اگر ضعفی هم هست در سیستم های آکادمیک و آموزش عالی نهفته است . یعنی هنوز در مباحث هنری ما ضعف در طرح درس نهفته است . بعضا متکی هستیم به روش های فردی مثلا اگر استاد خوبی به یک دانشگاه بیاید یک اتفاق خوب است . اگر نیاید دانشگاه دچار مشکل می شود . چون از لحاظ طرح درس و برنامه ریزی آنقدر ضعیف هستند که هیچ استادی نمی تواند راه استاد دیگر را در آن فضا ادامه دهد . این مشکل عمده دانشگاه های هنر ماست که خیلی متکی به روش های فردی هستند .

 

با تشکر از شما

 

   نظرات:
ارسال نظر
نام
متن پیام
خلاصه ای از کتاب آینده انقلاب اسلامی ایران شهید مطهری -1
خلاصه ای از کتاب آینده انقلاب اسلامی ایران شهید مطهری - 2
بني‌اسرائيل و بني‌اسماعيل
رفتارشناسي سياسي پيامبر اعظم(ص)
تجلی مبانی کابالیسم در رمان پائولو کوئلیو
به توانایی های بچه ها خوب جهت داده نمی شود
مبانی هنرهای تجسمی در اسلام
كليه حقوق محفوظ است، استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است ـ طراحی و تولید: "خاکریز ایمان و اندیشه"